لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

http://khamenei.ir
!Best of luck

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲ آذر ۹۶، ۲۳:۰۷ - serek یزدان
    :)))

دیواربه‌دیوار جهنم مخفی شده بودم و نفس‌نفس می‌زدم. زبانم بند آمده بود. از دود لاستیک‌های نیمه‌سوز نمی‌توانستم جایی را ببینم. هنوز نمی‌خواستم باور کنم...


با جیغ‌ودادِ بی‌امانِ زنی، به خودم آمدم‌. بی‌اختیار دنبال صدا دویدم. خودِ جهنم بود‌. فقط جهنمش دروپنجره داشت. سر مرد را روی سینه‌اش ‌گذاشتند و زنش را کشان‌کشان به اتاق می‌بردند.


نفسم بالا نمی‌آمد. دلم خُنَکای آتش ابراهیم را می‌خواست. برای لحظه‌ای درِ جهنم را بستند. حتی صدای جیغ زن هم نمی‌آمد. خواستم جلوتر بروم که تیری قلبم را نشانه رفت. خندهٔ سربازها بود و نالهٔ زن!


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۸:۵۹

۳آذر۱۳۹۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۹
محمدباقر قنبری نصرآبادی

قسمت اول:

برخی ساده‌نویسی را با

بی‌بندوباری در جمله‌بندی،

با آوردن واژه‌های بی‌اصل و بیگانه،

غلط‌های دستوری،

آوردن اصطلاحات عامیانه و بازاری

و در یک کلام گفت‌و‌گوی روزانه

اشتباه گرفته‌اند.


قسمت دوم:

در‌ حالی که منظور از ساده‌نویسی

شیوابودن عبارت‌ها

و روشن‌بودن معانی است.

به‌گونه‌ای که مقصود نویسنده بی‌درنگ در ذهن خواننده نقش بندد.


قسمت سوم:

ساده‌نویسی با بلندپایگی، آرایش‌های لفظی، تناسبات پسندیده و صنعت‌های بدیع و نیز شکوه‌ و فخامت‌ و استواریِ سخن منافات ندارد.


از کتاب آئین قلم، استاد رضا بابایی

اصل پیام را در نظرها بخوانید...


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۴:۳۲

۳آذر۱۳۹۶

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۴:۳۹
محمدباقر قنبری نصرآبادی

چالش مهمی را برای خودم در نظر گرفته‌ام: اینکه در مطالبم و حتی گفت‌وگوهای روزانه‌ام از «چیز» استفاده نکنم.

چالش سختی است؛ چون یا باید به آن چیز اشاره کنم یا حتماً اسمش را بگویم. حتی گاهی وقت‌ها نمی‌دانم آن چیز چیست

و فقط می‌دانم که هست، اینجاست که باز درمی‌مانم!

اگر بتوانم معادل برای چیز بیابم و ذهنم را به‌کار بیندازم و معانی را تسلیم واژه‌ها کنم، دیگر چیز سراغم نمی‌آید و این‌گونه دیگر مخاطبم اسیر مفاهیم کلی نمی‌شود.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۲۳:۳۵

۲آذر۱۳۹۶

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۶
محمدباقر قنبری نصرآبادی

اگر بنا به مرد بود، با سیاهی قیرگون شب سر می‌کرد و به آبیِ آسمان بسنده...


اما حالا که بناست فرشته‌ای هبوط کند، زمین ناگزیر از رنگ‌واره‌هاست و مرد ناگریز از رنگ‌واژه‌ها...


دست‌پاچگیِ مردها به کنار. سیاهی قیرگونِ شب را ببین که هزاران بار رنگ می‌بازد و رنگ‌به‌رنگ می‌شود. چه دلش می‌خواهد در آبی فیروزه‌ای آسمان محو شود!


کسی چه می‌داند، شاید پایمان در پاپوشِ فرشته‌ها و رنگ‌ها فرو رفته باشد!


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۵:۲۳

۲آذر۱۳۹۶

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۵:۴۱
محمدباقر قنبری نصرآبادی

شاید نیمی از خلاقیتِ شما در یافتن یا خلق عنوانی مناسب نهفته باشد؛ پس سرسری از عنوان نگذرید.


اگر متنتان علمی است و اگر به پاراگراف‌نویسی آشنا هستید، خودِ پاراگراف داد می‌زند عنوان چیست. اما اگر متنتان خلاق است، این همه‌ عنوان از درو‌دیوار دارد می‌ریزد، کافی است دست‌ دراز کنید.


اما انواع عنوان در متن‌های غیرعلمی:

۱. تکمیل‌کنندهٔ متن اصلی؛

۲. گول‌زن و بی‌ربط؛

۳. تک‌کلمه‌ای؛

۴. عبارت‌گونه‌ای؛

۵. برانگیزانندهٔ احساسات اعم از حس‌ هم‌دردی و خشم و نشاط؛

۶. رازآلودبودن؛

۷. جهت‌داربودن از لحاظ خط فکری یا سیاسی یا رخ‌دادی تازه که همگان را درگیر کرده است؛

۸. تکه‌ای از شعر یا ضرب‌المثل یا سخنی معروف؛

۹. عنوان‌های تکراری و کلیشه‌ای؛

۱۰. بیان‌کنندهٔ حالات نویسنده؛

۱۱. و... .


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۲:۱۱

۲آذر۱۳۹۶

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۲:۳۰
محمدباقر قنبری نصرآبادی