لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

آخرین نظرات
  • ۱۴ مرداد ۹۷، ۲۰:۴۲ - خانم جولی لیپن
    چه سالی؟
  • ۲۲ تیر ۹۷، ۱۵:۳۷ - ی دختر دهه هشتادیツ
    :'(

۲۳ مطلب با موضوع «شاید مرحلهٔ دومِ دست به قلم شدنم! :: یادداشت» ثبت شده است

هِی، تو داری مقاومت می‌کنی؛ پس سرت را بگیر بالا!


عذرخواهم. اما یاد حاج‌احمد متوسلیان که می‌افتم، سرم را می‌گیرم پایین.


ادامه‌نوشت

ما برای «انسان‌» دور هم جمع شده‌ایم.

امام‌موسی صدر


محمدباقر قنبری نصرآبادی

شنبه ۱۹:۲۱

۱۶تیر۱۳۹۷

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۸
محمدباقر قنبری نصرآبادی

بُعد اول: مخاطبانِ ساده همان قربانیانِ ابدی‌اند!

گنجشک‌ها یک‌به‌یک به دست صیاد شکار می‌شدند. چه کشته می‌شدند چه زخمی، در هر صورت صیاد، سرشان را از تنشان جدا می‌کرد.


زمستان بود و آب از بینی و چشم صیاد جاری شده بود. در همین حین، یکی از گنجشک‌ها به گنجشک دیگری گغت: «نگاه کن چه دل‌رحم است. گرچه ما را شکار می‌کند، دارد اشک هم می‌ریزد.» آن گنجشک گفت: «چشمانش را نگاه نکن، دستانش را نگاه کن که دارد جانمان را می‌ستاند!»


نقل به مضمون از کتاب جایی که خیابانها نام داشت، اثر رنده عبدالفتاح، مترجم مجتبی ساقینی، نشر آرما، صفحه ۱۳۸.


بُعد دوم: مدیرانی که به حالِ خود رها شده‌اند!

برخی مدیرانِ کانال‌ها در تلگرام، در شناسنامهٔ کانالشان نوشته‌اند که این کانال تحت قوانین جمهوری اسلامی است و هیچ سوگیریِ جناحی ندارد‌.


اما وقتی محتوای کانال را می‌بینی، یا باید به قوانین شک کنی یا به عقل خودت یا به کانال!

محتوای کانال از این قرار است:

۱. تمسخر آخوند چه در محتوای متنی، چه در محتوای غیرمتنی؛ ۲. تمسخر دخترها بیشتر در قالب متن؛ ۳. بنرهای تبلیغاتیِ هر کانالی؛ ۴. تمسخر برخی شخصیت‌های سیاسی که موافقِ آن‌ها نباشد؛ ۵. عکس‌ها و گیف‌ها و فیلم‌هایی که اگر سکسی نباشد، دست‌کم انگیزشی است؛ ۶. و... .


جدا از مدیرِ کانال‌‌ تلگرام و اینکه همهٔ مدیرانِ میانی منظور هستند،

جدا از محتوای غیراخلاقی یا محتوایِ غیرمفید کانال‌،

جدا از محتوای کانال که مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد یا نباشد،

جدا از میزان آشنایی به قوانین جمهوری اسلامی ایران،

جدا از درستی یا نادرستیِ قوانین جمهوری اسلامی ایران،

جدا از اعضای غیرواقعیِ کانال یا اعضای واقعی اما غیرفعال،

جدا از بازدیدهای کشکی و نه واقعی،

جدا از همهٔ این‌ها، چه اصراری است که تأکید کند مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران؟! 


بگذاریم و بگذریم. صِرفِ اینکه مدیر کانال بگوید یا بنویسد محتوای این کانال مطابق با شئونات اسلامی و قوانین جمهوری اسلامی ایران است، باید منفعل بشویم؟!


بُعد سوم: مسئولان نااهلی که به‌خود نمی‌آیند و همه را با خود، ناخود می‌کنند!

کم نیستند مسئولان غیرمحترمی که جامعه را در سلامت کامل می‌بینند و دم از گل و بلبل می‌زنند و از روی نمودار و با آمار این گل و بلبل‌ را به رخ ملت می‌کشند و نیز کم نیستند مخاطبانی که خواسته یا ناخواسته این گل‌ و بلبل‌ها را می‌پذیرند و  واقعیت اطرافشان را نادیده می‌گیرند. یعنی همین که فلان مسئول بگوید اوضاع به‌سامان است، برای این‌ها کافی است.

برخی دیگر از مردم به دلیل وجود چنین مسئولانی، اصلاح که نمی‌شوند هیچ، عملِ خطای خود را توجیه هم می‌کنند.


پایان: اگر حوصله نمی‌کنی، فقط همین را بخوان!

ایراد هم از مخاطبان است، هم مدیران، هم مسئولانِ بی‌تعهد.

کدام ایراد؟! اینکه به‌جای دست صیاد، اشکش را ببینی و گمان کنی دل‌رحم است.

اینکه ببینی مدیر فلان کانال یا سایت، نوشته باشد محتوا مطابق قوانین است و همین جمله تو را منفعل کند. حتی همین مدیر نداند هم فاسد است، هم مفسد و به حال خودش رها شده باشد.

اینکه مسئولان با ناکارآمدیِ خود، خلقی را در نااهل‌شدن، همراهی کنند.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۹:۴۱

۱۵آذر۱۳۹۶

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۵
محمدباقر قنبری نصرآبادی

برادرم ‌می‌گفت دوستش خیلی خوب است.

گفتم یعنی چی خیلی خوب است؟

گفت نگاهش که می‌کنی، انگار می‌خواهد شهید شود!



هروقت، دیگران موقعِ نظردادن از خوب و بد استفاده می‌کنند، توضیح بخواهید. حتماً بخواهید خوبی یا بدیِ خودشان یا دیگران را توضیح دهند. در این خوب و بدها یک‌دنیا حرف نهفته است. به احتمال زیاد تعبیرهایی جالب می‌شنوید.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۷:۲۵

۱۲آذر۱۳۹۶

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۳
محمدباقر قنبری نصرآبادی

دو خط کتاب/ دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است

آخرین خبر/ تو هرگز نمی‌توانی به کسی بگویی، از دوست داشتن یک نفر خودداری کند، یا کسی را به اجبار دوست داشته باشد!

دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است. با چیزهای دیگر خیلی فرق دارد.

سرگذشت ندیمه/مارگارت آتوود


اول

مجهول‌گویی یا کلی‌گویی یا مبهم‌گویی چه دردی از ما دوا می‌کند؟ چه حسی را در ما برمی‌انگیزاند؟ چه پیامی را به ما می‌رساند؟

یک بار دیگر بخوانیدش:

تو هرگز نمی‌توانی به کسی بگویی، از دوست داشتن یک نفر خودداری کند، یا کسی را به اجبار دوست داشته باشد!

دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است. با چیزهای دیگر خیلی فرق دارد.


دوم

از دوست‌داشتن چه می‌دانید؟

- چیز عجیبی است.

-نه، من بگویم؟ مقولهٔ عجیبی است.

-به‌نظر من که امر عجیبی است.

هر چه هست، این دوست‌داشتن نه دست‌نیافتنی است، نه نامفهوم و نه نامأموس. نه چیز است، نه مقوله، نه امر.

دوست‌داشتن احساسی ناب و موهبتی الهی است!


سوم

واقعاً ایراد از چه کسی است؟!

مترجم یا نویسنده یا ناشر محترم یا ویراستارِ دست‌و‌پا نبسته؟

شاید عیب از مخاطب کم‌حوصله و عادی باشد.

شاید هم ایراد از منِ منتقد است که حوصله ندارم همهٔ کتاب را بخوانم.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۶:۴۴

۱۱آذر۱۳۹۶

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۰۹
محمدباقر قنبری نصرآبادی

تا حالا در طول عمرتان به افرادی برخورده‌اید که حرف‌های معقول و پسندیده بزنند؛ اما برای زرنگ‌بازی؟!


نمونه‌اش همین جنگ تبوک بود. برای اولین بار قرار بود مسلمانان با امپراتوری روم رویارو شوند. شخصی آمد پیش پیامبر صلوات‌الله‌علیه و گفت از زیباییِ دلبران رومی دلم به لرزه می‌افتد. من را معاف کنید و بگذارید در دینم باقی بمانم.


او می‌خواست «به اخلاق پناهنده شود تا از جهادکردن شانه خالی کند». پیامبر هم نه توبیخش کرد نه اجبار. گفت تا تعفن تقوای تو مجاهدان را خفه نکرده، همین‌جا بمان.


نقل به مضمون از

علی شریعتی، علی «ع»، نشر سپیده باوران، صفحه ۱۸۲.

گلچینِ کانالِ تلگرامیِ آب‌و‌آتش.


اینکه جنگ تبوک بود و دوران پیامبر. در همین دو روز گذشته، در اطرافیانتان چنین رندانی را دیده‌اید؟


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۲:۰۴

۸آذر۱۳۹۶

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۳۷
محمدباقر قنبری نصرآبادی

پیش‌تر، از منفعل‌نشدنِ ذهن در مواجهه با فضای مجازی نوشتم. حتی خاطرنشان کردم که ذهنتان شبیه گالری موبایل نشود.


باز هم می‌گویم بیش از پیش مراقب باشید: کاهشِ قدرتِ تجزیه‌و‌تحلیلِ مطالب و نیز کم‌حوصلگی در مطالعهٔ مطالب طولانی از دیگر عوارضِ محتوای شبکه‌های اجتماعیِ دسته‌چندمی نظیر تلگرام است.


نه اینکه محتوای فاخر و دست‌اول در این شبکه‌ها یافت نشود، نه. اما این دست محتواها زیر بهمن گیزمیزها دفن می‌شود. حتی اگر زیر بهمن گیزمیزها چال نشود، در هیچ موتور جست‌وجویی، به‌منظور تحلیل و اشتراک‌گذاری ثبت نمی‌شود. حتی اشخاصی که محتوای ناب تولید می‌کنند، وقتی اقبال مردم را نبینند، به‌مرور جذب محتواهای سطحی می‌شوند و به دلالی محتواهای زرد رو می‌آورند.


ممکن است ادامهٔ این وضعیت: تولیدنکردن محتوا و بسنده‌کردن به محتوای شبکه‌های اجتماعیِ موجود، سرنوشتی بدتر از افول تمدن‌های بین‌النهرین و شام را برای ما رقم بزند.


همان‌قدر که استفادهٔ بهینه از ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی مهم است، همان‌قدر هم مهم است که وبلاگ‌نویسی را از سربگیرید و محتوای فاخر تولید کنید‌.


به‌تفصیل، اصل متن را در نظرها بخوانید.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۲۳:۵۰

۵آذر۱۳۹۶‌

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۲
محمدباقر قنبری نصرآبادی

طرف می‌گوید خواب دیدم مازراتی خریدم؛ اما نمی‌دانم چرا اتاقش شبیهِ اتاق پراید است! بعد خودش ادامه می‌دهد چون در عمرش هیچ تصویری از اتاق مازراتی نداشته‌ است.


چقدر تقلید برخی از غرب یا حتی اسلام‌ِ برخی دیگر شبیهِ این خواب است: هر دو به پوسته چسبیده‌اند.


پی‌نوشت

دریغ از دغدغهٔ کسب شناخت و معرفت!


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۰۰:۴۱

۵آذر۱۳۹۶

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۰۰:۵۵
محمدباقر قنبری نصرآبادی

عبدالله شهبازی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر است. دربارهٔ سوادرسانه‌ای و زلزلهٔ غرب کشورمان سخنی دارد نزدیک به این مضمون: شاید تهدید امریکا برای تحدید ایران، با تکنولوژی هارپ، جنگی روانی باشد. شاید امریکا فقط به این تکنولوژی رسیده است که بتواند وقوع زلزله را زودتر پیش‌بینی کند.


و در ادامه خودم می‌افزایم: امریکا شبیهِ این جنگ روانی را علیه شوروی، در دروان جنگ سرد به‌راه انداخت. آن‌ها در گذشته جنگ ستارگان را مطرح کرند و  الان تکنولوژی هارپ را پیش کشیده‌اند‌.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۶:۳۰

۴آذر۱۳۹۶

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۶:۴۶
محمدباقر قنبری نصرآبادی

دوستم دانشجوی دکتریِ جامعه‌شناسی در دانشگاه تهران است. می‌گوید زمانی که بلایی فراگیر می‌شود یا حادثه‌ای همهٔ مردم را درگیر می‌کند، یافتنِ مقصر و انداختن تقصیرها به گردن او، بیخودترین اقدامِ ممکن می‌شود. به‌خصوص که مقصر‌تراشی هم، معمول باشد.


این سخن، استثنا هم دارد. استثنایش بیماری‌ها هستند. البته در بیماری‌ها به‌جای یافتن مقصر، در پی یافتن سرچشمهٔ بیماری هستیم.


چقدر این حرفش فارغ از بحث‌های سیاسی، سیاسی است! آخر مقصر ریزگردهای خوزستان، مشخص شد یا نشد؟ در جلسهٔ سران سه‌قوه، مقصر چه کسی شد؟ در زلزلهٔ کرمانشاه چطور؟


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۷:۵۹

۳۰آبان۱۳۹۶

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۱
محمدباقر قنبری نصرآبادی

شده تا حالا کتابی بخوانی و نفهمی چه می‌خوانی؟!

همیشه عیب از شما نیست. بیشتر اوقات عیب از نویسنده و مترجم نابلد است...

می‌گویی نه؟ این مطلب را بخوان:


virastaran.net/a/12102


حالا که شما را به سرچشمه 

رساندم، دیگر خیالم راحت شد.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۰۱:۴۶

۱آذر۱۳۹۶

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۱:۴۸
محمدباقر قنبری نصرآبادی