لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

آخرین نظرات
  • ۲۱ مهر ۹۷، ۱۴:۱۵ - سجاد عبدی
  • ۱۴ مرداد ۹۷، ۲۰:۴۲ - خانم جولی لیپن
    چه سالی؟
  • ۲۲ تیر ۹۷، ۱۵:۳۷ - ی دختر دهه هشتادیツ
    :'(

فقر با ما آمد!

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۰ ب.ظ

روزی که با مامانم و بابام رفتیم بستنی بخوریم، نمی‌دانستم فقر هم دنبالمان می‌آید. بستنی‌ام که افتاد اول کتکش را خوردم و بعد حسرتش را. مامانم جلوی مغازه‌دار بغضش را می‌خورد و بابام غصه‌ام را.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

جمعه ۷:۵۲

۲۲تیر۱۳۹۷


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۲
محمدباقر قنبری نصرآبادی

نظرات  (۴)

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۲ خانم جولی لیپن
چه سالی؟
پاسخ:
همین امسال، یکی‌دو ماه پیش برای یکی از خانواده‌هایی که می‌شناختم رخ داد.
قلم شما زیبا بود . خود نوشته مفهومش تلخ بود
:-)
پاسخ:
ممنونم بابت وقتی که صرف کردید برای خواندن و بازخوردی که دادید.
چقدر تلخ اخه
پاسخ:
واقعاً؟ یا برای تعریف از نوشته‌ام بود؟
۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۵:۳۷ ی دختر دهه هشتادیツ
:'(
پاسخ:
خم به ابرو نیاورید!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی