لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

آخرین نظرات
  • ۱۴ مرداد ۹۷، ۲۰:۴۲ - خانم جولی لیپن
    چه سالی؟
  • ۲۲ تیر ۹۷، ۱۵:۳۷ - ی دختر دهه هشتادیツ
    :'(

به‌هوش باش

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ق.ظ

پیش‌تر، از منفعل‌نشدنِ ذهن در مواجهه با فضای مجازی نوشتم. حتی خاطرنشان کردم که ذهنتان شبیه گالری موبایل نشود.


باز هم می‌گویم بیش از پیش مراقب باشید: کاهشِ قدرتِ تجزیه‌و‌تحلیلِ مطالب و نیز کم‌حوصلگی در مطالعهٔ مطالب طولانی از دیگر عوارضِ محتوای شبکه‌های اجتماعیِ دسته‌چندمی نظیر تلگرام است.


نه اینکه محتوای فاخر و دست‌اول در این شبکه‌ها یافت نشود، نه. اما این دست محتواها زیر بهمن گیزمیزها دفن می‌شود. حتی اگر زیر بهمن گیزمیزها چال نشود، در هیچ موتور جست‌وجویی، به‌منظور تحلیل و اشتراک‌گذاری ثبت نمی‌شود. حتی اشخاصی که محتوای ناب تولید می‌کنند، وقتی اقبال مردم را نبینند، به‌مرور جذب محتواهای سطحی می‌شوند و به دلالی محتواهای زرد رو می‌آورند.


ممکن است ادامهٔ این وضعیت: تولیدنکردن محتوا و بسنده‌کردن به محتوای شبکه‌های اجتماعیِ موجود، سرنوشتی بدتر از افول تمدن‌های بین‌النهرین و شام را برای ما رقم بزند.


همان‌قدر که استفادهٔ بهینه از ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی مهم است، همان‌قدر هم مهم است که وبلاگ‌نویسی را از سربگیرید و محتوای فاخر تولید کنید‌.


به‌تفصیل، اصل متن را در نظرها بخوانید.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۲۳:۵۰

۵آذر۱۳۹۶‌

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۶
محمدباقر قنبری نصرآبادی

نظرات  (۷)

۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۵۷ احمد احمدی
به قول شاعر:

غم نان اگر بگذارد...
پاسخ:
واقعاً...
۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۳۸ احمد احمدی
واقعا همین طور هست برادر.
جای نگرانی داره، عمیقا
پاسخ:
کاش هدف و علاقه و معیشت در یک موضوع جمع می‌شد.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام به سایت منم یه سر بزن
مرسی عزیزم

*********************
پاسخ:
سلام و احترام
حتماً
قلم توانمندت را کمی خودمانی تر کن خوب!

ممنون از توضیحات بسیار دقیقت
پاسخ:
پس دوباره قلمم سنگین شد!
حتماً، بیشتر تمرین می‌کنم.

سپاس که وقت صرف می‌کنی و می‌خوانی!

خواهش می‌کنم. وظیفه‌ است.

1.منظور از محتوای سطحی دقیقا چیست؟مثال میخواهم 
2.چرا اصل مطلب در نظرات اورده میشود؟
3.میشود مطالب اینگونه را به زبان خودمان؛خودت بنویسی که خواندنش لذت بخش باشد؟مطالبی که طولانی هستند زمانی هیجان دارند که زبانشان جذبت کنند
پاسخ:
۱. محتوای سطحی یعنی اینکه:
پر از «واو» عطف باشد. از واو عطف به‌سختی عبور کن.
بر اساس پژوهشهای روانشناسی افراد شوخ و حاضر جواب، دوستانی صادقتر و قابل اعتمادتر و باهوش تر از دیگر افراد هستند
قدر دوستای شوختون رو بدونید.
* به دوستانِ شوخی که دائم دیگران را مسخره می‌کنند، بعید می‌دانم بشود اعتماد کرد.
* اگر باهوشی به تمسخر است خب شاید انسان‌ها و اصلاً جامعه وارونه شده‌اند.
گاهی اوقات محتوای سطحی را با کلی‌گویی می‌آورند:
* می‌گویند...
* براساس پژوهش‌ها... دقیقاً کدام پژوهش و کدام دانشگاه و چه جامعهٔ آماری؟
* مردم می‌گویند...
دقیقاً شبیه فالگیرها که مطالبی کلی، تحویلت می‌دهند!

حتی اگر محتوایی سطحی نبود و کاملاً علمی بود؛ ولی نیاز شما نبود، آن مطلب هم به‌دردنخور تلقی می‌شود.
حتی اگر محتوایی به‌دردت بخورد ولی بمباران محتوایی شوی، باز هم همهٔ آن مطالب به‌دردنخور تلقی می‌شوند.

۲. اصل مطلب را می‌آورم به‌چند دلیل:
یک. برداشت خودم را می‌گویم. بعضی وقت‌ها هم خلاصه‌نویسی می‌کنم.
می‌خواهم اگر کسی اصل مطلب و منبعش را خواست، با حذف منِ واسطه، مستقیم به سرچشمه برسد.
دو. در قسمت‌ نظرها می‌آورم تا مخاطب بداند مطلبی که می‌خواهد بخواند همین‌قدر است. برای بیشتر دانستن و بیشتر خواندن به قسمت نظرها باید تشریف ببرد.

۳. دقیقاً همان مطالب طولانی را به قلم توانمندِ :-) خودم و با بیان خودم بازنویسی کرده‌ام.
آن اصلِ مطلب یا منبعِ مطلبم است. فقط برای بیشترخوانی!
البته برخی افراد شغلشون با صفحات اجتماعیشون گرده خورده مثل بنده که اهنگسازم .
پاسخ:
سلام و احترام
دقیقاً همین صفحه‌های اجتماعی، ظرفیت‌های مطلوب بسیاری دارند که به دلیل همین ظرفیت‌ها فراگیر شده‌اند:
ارتباط سریع و آسان با مخاطب
ویرایش سریع اثر یا محتوا
آرشیو‌کردن مطالب در حافظهٔ ابری
و... .
در همین متن هم اشاره شد که از ظرفیت‌های شبکه‌های مجازی استفاده کنید.

اما دو نکته:
۱. به‌دنبال مخاطب چرایی‌جو و منتقد باشیم.
اگر چنین مخاطبی نیست، در همان حوزه‌ای که تخصص داریم، مخاطب‌های منتقد و فعال پرورش بدهیم.

۲. فقط از شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنیم. تمام بار را روی دوش شبکه‌ها نگذاریم. به‌خصوص که در جست‌وجوهای اینترنتی نه مطالبِ دیگران و نه اثر شما قرار نمی‌گیرد. در صورتی که وبلاگ و سایت و توئیتر این‌گونه نیستند.


خیلی خوش‌حالم که خواندید و نظر دادید.
بی‌نهایت سپاسگزارم از شما...
ان‌شاءالله سالم و سرافراز باشید.

۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۴ محمدباقر قنبری نصرآبادی
🔰 «کُندذهنی ایرانی در عصر شبکه‌های اجتماعی؛ ضرورت احیا و گسترش وبلاگ نویسی»

📝  محمد ولوی

🔸 علیرغم مزایای کم نظیر، با روند فعلی سیاست‌گذاری و تولید محتوا، شبکه‌های اجتماعی موبایلی تبدیل به قاتل خون آشامی برای تولید محتوا و دانش به زبان فارسی در فضای وب شده‌اند، نتیجه‌ای که اگر مدیریت نشود ادامه آن تبعات جبران ناپذیری از جمله کاهش قدرت درک و خواندن متون بلند و تحلیلی را به همراه خواهد داشت. این امر کند ذهنی و پایین آمدن سطح هوش هیجانی و تحلیلی ایرانی‌ها را در مواجهه با مسائل مختلف در عینیت به همراه خواهد داشت.

🔹 ذات شبکه اجتماعی دسته چندمی چون تلگرام که امروز محور تفاخر دیجیتالی شدن ایرانی‌هاست، اشتراک‌گذاری محتوای سطحی است. محتوایی که همچون کف آب می‌آید و با موجی دیگر از بین می‌رود. جریان کاذب ایجاد می کند و جمع کثیری از مخاطبین را به دلیل عدم تولید محتوای اورجینال و فاخر منفعل می‌سازد. [این گفته نافی مزایای آن نیست]

🔸 تراژدی اینجاست که محتوای فاخری هم که در کانال‌های محتوایی تولید می‌شود و اتفاقا کم هم نیست اگر در زیر بهمن گیزمیزها دفن و به مرور فراموش نشود، از بین خواهد رفت و در هیچ موتور جستجویی برای تحلیل محتوا و اشتراک‌گذاری دانش ثبت نمی‌شود.

🔹 فارسی که زمانی با رشد انفجاری زبان پنجم وبلاگ‌نویسی در دنیا بود امروز در سطح نامطلوب 0.8 محتوای زبانهای وب قرار دارد که عمده این محتوا نیز ارزش محتوایی ندارد. در عین حال زبانی مثل آلمانی با جمعیتی معادل جمعیت ایران در تولید محتوا در شبکه اینترنت پس از انگلیسی و چینی و اسپانیولی با گستره میلیاردی در صدر قرار دارد. حال آنکه ژرمن‌ها 0.01% جمعیت روی زمین را نشکیل می‌دهند و در این حوزه نیز دنیا را مقهور نبوغ و پشتکار ذاتی خود کرده‌اند.

🔸 فعالان نسل اول وب که روزی محتواهای فاخری را تولید می کردند و جریان سازیشان عمیق بود، امروز اثرگذاریشان از حد چند لایک و ریتوییت و کمپین‌سازی‌های بی اثر و زرد فراتر نمی‌رود و از تولیدکننده محتوا به دلال محتوا تنزل پیدا کرده‌اند. وضعیت نمادین امروز پدر وب فارسی حسین درخشان و بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های نسل یک نماد این موضوع است.
 
🔹 بسیاری از فعالان این نسل امروز مقاطع دکتری و کارشناسی ارشدشان را احتمالا در علوم مختلف انسانی می‌گذرانند و تجربه مدیریت‌های خرد و کلان اجرایی‌شان در ساختار ناقص رسانه‌ای کشور نشان می‌دهد به مصداق تقلید کبک راه رفتن خودشان را هم یادشان رفته است.

🔸 اکثریت قاطع اساتید مدیریت، ارتباطات و رسانه نیز که از ابتدا در فضا نبوده، نیستند و نخواهند بود. خوشبینانه اطلاعات به روزی داشته باشند و  داستان سرای خوبی باشند. هر چند که با دهها مقاله پژوهشی در نهایت از ارائه ساده‌ترین راهکارهای اجرایی عاجزند.

🔹 ادامه این وضعیت اسف‌بار عدم تولید محتوا و اکتفاء به شبکه‌های اجتماعی ممکن است سرنوشتی بهتر از نابودی تمدن‌های بین‌النهرین و شام و امازیغی شمال افریقا را در تبدیل بهار به خزان عربی به همراه نداشته باشد. 

🔸 بطور کوتاه راه حل؛ احیا و بروزرسانی پلت فرمهای بومی وبلاگ نویسی و ترغیب هدفمند همه طبقات و اقشار بخصوص دانش‌آموزان و دانشجویان به تولید محتوا در فضای وبلاگی است.
بازگشت به فضای وبلاگ نویسی و استفاده بهینه از ظرفیت‌های شبکه های اجتماعی ثمرات موثری را برای نسل‌های آینده در استفاده از تجربیات گذشتگان و حفظ زبان فارسی و بالا رفتن سطح بلوغ فکری جامعه به دنبال خواهد داشت.

#سبک_زندگی #شبکه‌های_اجتماعی 

📓 منبع: کافه نقد

🔰کانال تلگرام رسان‌آ
🔻🔻🔻
@resan_a
پاسخ:
اصلِ مطلب

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی