لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

آخرین نظرات
  • ۱۴ مرداد ۹۷، ۲۰:۴۲ - خانم جولی لیپن
    چه سالی؟
  • ۲۲ تیر ۹۷، ۱۵:۳۷ - ی دختر دهه هشتادیツ
    :'(

وقتش شده که برویم سراغِ آرزوها

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ب.ظ

قرار بود با تکنولوژی پیشرفت کنم. قرار بود من سوار تکنولوژی بشوم؛ نه آن سوار من. حالا که خوب سواری‌ام را داده‌ام، دیگر از من سواری نمی‌خواهد.


محض اطلاع، دارد زمین و زمینی‌ها را ترک می‌کند. خیلی وقت است بنا به طبیعتش در ماه و مریخ سیر می‌کند.


همین روزهاست که از تو نیز بگذرد و بشود همان رؤیاهایی که ژول ورن خلقشان می‌کرد!


پی‌نوشت

نظرها را هم بخوانید...


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۱۹:۰۷

۲۹آبان۱۳۹۶

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۹
محمدباقر قنبری نصرآبادی

نظرات  (۲)

😖😖خوب شد گفتم نفهمیدم کلا یه چیز دیگه فهمیده بودم :( 
ممنون توضیح دادید 
پاسخ:
دست به گیرنده‌هاتون نزنید،
ایراد از فرستنده است.

مشکل من است که درست نمی‌نویسم...
ممنون که پرسیدید!
:-)
بله تکنولوژی مثل ویروس بدی بود که تو زندگی مون افتاد :((  هممونو سواری داده 
سطر دوم حرفتون رو نفهمیدم :(
پاسخ:
مقدمه اول: در افسانه‌ها نگاه مردم دائم به آسمان است: یا از آسمان می‌هراسند که شری به آن‌ها نرساند یا از آسمان انتظار خیر و برکت دارند.

مقدمه دوم: راست یا دروغ، می‌گویند عده‌ای از الان در پی فراهم‌کردنِ امکان حیات در سیاره‌های دیگر هستند. عده‌ای با کشتی نوح یا همان کشتی پرندهٔ یوگی به سیارهٔ دیگری برای ادامهٔ حیاتشان می‌روند. البته زمانی که استفادهٔ کاملشان را زمین و زمینیان کرده باشند...

نتیجه: عبور این عده با تکنولوژی‌شان از من‌وشما و زمین و نیز گیرافتادن ما بین خیر و شرِ آسمان در آخرالزمانِ ساختگیِ همین‌ها موجب می‌شود که به افسانه‌ها یا آرزوها پناه ببریم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی