لحظه‌نویسی‌های روزانهٔ ذهن شلوغ من

البته مرتب و شسته‌رفته

سلام
اولویت اول من نوشتن است؛ نه وبلاگ‌نویسی!
البته نوشتن وسیله است و هدف غرق‌شدن در خداست.
صمیمانه مشتاق نقد‌های شما هستم.

آخرین نظرات
  • ۱۴ مرداد ۹۷، ۲۰:۴۲ - خانم جولی لیپن
    چه سالی؟
  • ۲۲ تیر ۹۷، ۱۵:۳۷ - ی دختر دهه هشتادیツ
    :'(

به کمپین ۴فرزندی بپیوندید!

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۴۴ ق.ظ

اگر به من بگویند همین اول صبحی، کاری بکن کارستان، من «کمپینِ ۴فرزندی» را راه می‌اندازم.


یکی نیست بگه آخه پدرآمرزیده کمپین کیلو چند! اول صبح، اونم تاریکی، تازه با این وضع اقتصادی و حقوق‌های نجومی مدیران. دل خوش سیری چند؟


بگذریم یا نه، اصلاً نگذریم ولی چرا باید بچه‌ها از اول تولد، محروم و محکوم به دنیا بیایند؟


محروم از چی و محکوم به چی؟ محروم از برادر و خواهر و محکوم به بی‌برادری و بی‌خواهری!

خب چرا چهارتا؟ به فکر بچه‌های بچه‌هاشون هم هستم دیگه.

چطور؟ 


خب ببین اگر هر خانواده، دو پسر و دو دختر داشته باشد، در آینده، بچه‌هاشون هم عمه دارند و هم خاله. هم عمو دارند هم دایی.


نهادهای اجتماعیِ دلسوز و کارآمد در حال از بین رفتن هستند. عمو و عمه و خال «دایی» و خاله در بیشتر خانواده‌ها حذف شده‌اند.


واقعاً در حال ارّه‌کردن خودمان هستیم. حواسمان جمع باشد!


کمپین ۴فرزندی یعنی این‌ها:

هم ازدواج کنیم،

هم بچه‌دار شویم،

هم ۴فرزند به دنیا بیاوریم.


محمدباقر قنبری نصرآبادی

۵:۰۸ صبح

۱۹تیر۱۳۹۵

موافقین ۲ مخالفین ۲ ۹۵/۰۴/۱۹
محمدباقر قنبری نصرآبادی

نظرات  (۵)

سلام
مطلب تون جالبه
ما خودمون زیادیم به اتفاق هم خواهر وبرادرها بچه زیاد دوست داریم .اونی هم بچه کم داره بخاطر حرف وادیت خانواده همسرشون بوده
پاسخ:
ممنون که تشریف بردین مطالب قدیمی‌تر را خواندید‌‌.
کسی که خودش رو ناشناس معرفی کرده با ایشونم:

خانم یا آقا؛
شما لازم نیست درباره تفکرات نویسنده اینجا نظر بدی.اگه راست میگی و خیلی خودت رو اهل تفکر اونم از نوع درست میدونی،جربزه داشته باش دست کم یک اسم روی خودت بذار.
تویی که حتی جرات گذاشتن یک اسم ساختگی رو روی خودت نداری و حتی جرات نداری خانم یا آقا بودنت رو مشخص کنی،الان به چه حقی تفکرات دیگران رو میبری زیر سوال؟؟؟؟؟
در ضمن مدیر این وبلاگ دعوتنامه که برات نفرستاده کهههه...
چون اصولا شما ناشناس هستی و نمیتونه که برات دعوتنامه بفرسته.
افتاد؟؟؟!
خب نیا.!

پاسخ:
سپاس از بودنتان
۱۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۲۸ محمد شکیبا
دوست ناشناسی که نظر او مبنی بر نوع حکومتی آبشخوری نگارنده ی وبلاگ است، بهتر بود که درباره ی موضوع ها بنویسد، نه اینکه به مبانی فکری کسی هجوم ببرد؛ دنیای مجازی تقریباً دنیای آزادی است، پس افرادی که متعهد به نظام هستند نیز حق دارند بنویسند و نظرات خود را منتشر کنند.
موضوع دیگر آن که کلمات بوی مخصوصی دارند! بعضی ها قلم سر سپرده ای دارند ولی بعضی ها هر چند تمایل به نظام دارند ولی سر سپرده نیستند، بلکه معتقد به اندیشه هستند، اندیشه ای که در باره ی آن زحمت کشیده اند. ادبیات انقلاب اسلامی موضوع این افراد است و این را نمی توان انکار کرد که نوشتار وقتی ادبی باشد، قابل احترام است و سرسپردگان هر چند که می نویسند، ولی نوشته های آنها در قالب این ادبیات نمی گنجد.پس جناب نگارنده ی وبلاگ، از نظر ایشان رنجیده خاطر نشوید و همچنان قلم خویش را به اندیشه ی خود متصل کنید و بنویسید...بنویسید تا درون خود را رها کنید.
پاسخ:
سلام و عرض ادب
بسیار سپاسگزارم از حضور دل‌گرم‌کننده‌تون.
آقا اگه به من بود که دلم میخواست ۱۰ تا داشته باشم.
ولی کو مردی که پایه باشه؟
نبود و نیست.
پاسخ:
از این زاویه نگاه نکرده بودم به موضوع!
:-)
بر خلاف میلم اما نظر میدم.تقریبا از اوایلی که این وبلاگ رو راه انداختی پستاتو تو بروز شده ها دیدم.
چند پستی که ازت دیدم میشه فهمید تفکرت تحت شعاع اربابته.تفکراتی که در دنیای الان لااقل در این برهه در این سرزمین قابل اجرا نیست.تو هم بدون تفکر فقط داری قرقره میکنی.به نظرم بی فایدست.در کل ازت خوشم نمیاد.وقتی هم که بروزشده ها رو میبینم بعد صفحه رو باز میکنم میبینم مال توئه یه جور ناخوشایندی میشم.
البته خیلی رک گفتم.میتونی این نظرو تأیید نکنی.
پاسخ:
سلام
ممنون که به وبلاگ من سر می‌زنید.
ممنون که نظر می‌دهید.
ممنون که رک و پوست‌کنده نظر می‌دهید.

راستش نویسنده‌ها، من که نویسنده نیستم، درست است که برای دیگران می‌نویسند؛ اما دغدغهٔ ذهنی خودشان می‌نویسند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی